|
چه سخت، معجزه مي شه!
سلام ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ دوستي دارم كه علاقه ي زيادي به معجزه داره!! و ما ديگه عادت كرده ايم كه هر از چند گاهي مستمع ماجراهايي باشيم از اين قبيل كه مثلا فلاني كه داشت با ماشينش مي رفت توي دره ، گفت : " يا اباالفضل " و نجات پيدا كرد! يا اون يكي كه بچه اش نمي شد يا بچه اش مرض لا علاجي داشت، نذر كرد و تا فلان امام زاده پياده رفت و حاجت گرفت. يا داستان هاي ديگه اي در مورد هزار جور آدم ديگه كه با يه اسم يا يه شمع يا يه نيت و خلاصه هر چيز ديگه اي، انقلابي تو زندگيشون بر پا شده! خوب البته من هيچ وقت مستمع خوبي براي حرف هاش نيستم چون از نوع خاص اعتقادات من كه بگذريم، اونم آدم موفقي در جذب افراد به يه موضوع خاص نيست! (علي رغم اين كه خودش خيلي خيلي خوب و مسلمونه!) تا زماني كه به همين جاها بسنده مي كنه، خوب مشكلي هم پيش نمياد! چون هرچي نباشه، منم به معجزه و توصل و شفاعت ، اتقاد دارم حالا با منطق خاص خودم! اما وقتي كار به چيزاي ماورايي تر مي كشه، ديگه كسي جلودارمون نيست!! چون هم من داغ مي كنم و هم اون عصباني مي شه از اين كهبالاخره من كي مي خوام قبول كنم؟!! اين بار از من سوال مي كرد: راستي ديدي آدم هاي پير تر،جن ديده ان؟!! گفتم: واي فاطمه! باز شروع كردي؟! گفت: خوب چرا نه؟ اين چيزا وجود داره. تو قرآن هم هست! گفتم: آره! ولي نه اين كه راه بيفتيم و از هر چي ترسيديم، ماجراي تخيلي راه بندازيم! باز عصباني شد: اه! تو چرا اين جوري مي كني؟! گفتم: ببين عزيزم! يه كم منطقي باش! آخه اصلا به من بگو به چه دردي مي خوره؟!!! نمي دونم! شايد بايد موضعم رو نسبت به اين جور مسائل تغيير بدم. چون مدت هاست كه كه به موازات مطالعات مذهبيم، نسبت به كليه ي اين ماجرا ها ، حساس شده ام! خيلي پيش مياد كه كسي كتابي دستش گرفته باشه كه مثلا روش نوشته: جن! يا جن ها چگونه اند؟!! يا ارواح نمي دونم چي؟!!! اون وقته كه دماغم رو چين مي دم و با حالتي كه انگار دارم با يه احمق صحبت مي كنم، مي گم: "اين مثلا قراره چي باشه؟!" چند وقت پيش آوندي اومده بود تا ارشادمون كنه!! كه گمونم خودش حقيقتا نياز به ارشاد داشت! يكي از همون " رضا مارمولك" ها كه قبلا گفتم! من كه البته ديگه سر كلاسش نموندم و به بهانه اي بيرون اومدم اما برام تعريف كردن كه گذشته از صحبت هاي وقيحانه اش در مورد مسائل جنسي و سكس و اين جور صحبت ها، براي بچه ها توضيح داده كه چه طور مي شه جن گرفت و اونو اجير كرد تا هر كاري كه مي خواي، برات بكنه؟!!!!! وقتي اينو شنيدم، اولش حسابي به حماقتش و اين كه چه طور سعي كرده بچه ها رو سر كار بذاره، خنده ام گرفت. اما بعد وقتي ديدم كه يكي دو تا از همين بچه اي مذهبي كه روشون حساب باز مي كرديم، با چه اشتياقي دارن در مورد مراحل جن گيري (!) صحبت مي كردن، پشت سرم تير كشيد!! لابد ديگه نياز نيست كه اوج نفرتم رو از اون آدم شرح بدم! اما همه ي اين چيزا، منو به اينجا رسوند كه بشينم و در موردش فكر بكنم: خوب من آدم چندان مطلي نيستم. قرآن رو هم تقريبا 2 بار به صورت پازل خوندهام!! و خوب از اونجايي كه مسلمونم، قطعا قبولش دارم. هر چيزي رو كه بگه. يه سري چيزاش فلسفه ي خاصي دارن و ايجاد سوال مي كنن كه سعي مي كنم پاسخ براش پيدا كنم. اما چيزايي مثل روح و جن و فرشته و از اين چيزا رو،قبول مي كنم! البته اگه از اين زاويه به ماجرا نگاه كنيم! ولي متنفرم از اين تخيلي بازي ها! حرفم اينه: مسائل ماورايي، وقتي روزمره و لوث مي شن،ديگه ابهت خودشونو از دست مي دن! مادربزرگ هايي كه واسمون از جن ديدنشون تعريف مي كنن رو تو دلمون مسخره مي كنيم! گاهي مي خنديم يا ديگه خيلي مودب باشيم، سر تكون مي ديم و تو دلمون مي گيم: چه قدر ساده است! اين قضيه رو البته مي شه براي خيلي چيزا تعميم داد.هر چيزي كه توي دنيا ي ما، عجيب و غريبه! يعني خوب مثلا وقتي كسي برات از چيزي مثل معاد حرف مي زنه، يا چيزي از قيامت مي گه، به حرفاش گوش مي دي. باور داري كه هست و لي انگار كه خيلي دوره! يا بهتر بگم: يه جاي ديگه است! يه جايي كه اينجا نيست! يعني هم تخيليه ، هم نيست!! هم باورش داري ، هم... اين جور وقتا از خودم مي پرسم: آدماي قديمي، چون ساده هستن ،هر چيزي رو مي بينن حمل بر باور هاي مذهبي شون مي گيرن؟ ، يا نه! تحقق اين باور ها رو واقعا مي بينن، چون ساده هستن؟! خيلي سخته كه حرف صحيح رو از غلط تشخيص داد... اين مطلبم نا تموم مي مونه، چون بر خلاف بقيه، فقط صورت مساله است! فعلا بايد دنبال راه حلش بگردم... راستي! چرا قديما، اين قدر راحت معجزه مي شد؟! والسلام پرديس |
درباره وبلاگ
![]() 1. اسم وبلاگ ، به اين دليل انتخاب شده كه سهل الوصول تر باشه. و مشخص بشه كه گرايش نويسنده، به چه سمتيه؟ 2. موضوعي كه اينجا مطرحه، اصلا فقه نيست! تحليل مذهبي هم نيست! مجموعه ي نظرات نويسنده است ، با نوع خاص عقايد مذهبي! 3.مطالب وبلاگ، ممكنه عناوين و شكل هاي مختلفي داشته باشن. از مقالات و بحث ها گرفته تا شعر و نثر ادبي. 4. اينجا يك مسير دو طرفه است. نويسنده، فقط حرف نمي زنه. بلكه سوالاتي رو كه براش در اون زمان خاص بي پاسخ مونده ان، مطرح مي كنه و مشتاق رسيدن به جوابه كه يه راهش، شما عزيزان هستين. والسلام آرشیو
هفته دوم تیر 1388 هفته دوم دی 1387 هفته اوّل دی 1387 هفته سوم آذر 1387 هفته اوّل آذر 1387 هفته سوم آبان 1387 هفته اوّل آبان 1387 هفته سوم مهر 1387 هفته اوّل مهر 1387 هفته سوم شهریور 1387 هفته چهارم مرداد 1387 هفته سوم مرداد 1387 هفته اوّل مرداد 1387 هفته سوم تیر 1387 هفته اوّل تیر 1387 هفته چهارم خرداد 1387 هفته چهارم اردیبهشت 1387 هفته سوم اردیبهشت 1387 هفته اوّل اردیبهشت 1387 هفته چهارم فروردین 1387 هفته سوم فروردین 1387 هفته دوم فروردین 1387 پیوندها
let's raise again (من و راضيه ي خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي عزيزم!) سايت مسلموناي حامي سامي يوسف در ايران فرزندان سلمان فارسي دكتر شريعتي اهدنا الصراط المستقيم دانشگاه من(دوست خوبم زهره) فقط امام موسي صدر(مهديه ي گل) جناب دكتر مداد!! (وبلاگ نازيه!!) دختر خاله ي خوبم گلنوش باز هم امام موسي صدر(خاطره ي عزيز) تورجان موناي عزيز(آرامش ابدي) يه كم هم تفريح!!(عضو شو بازي كن جايزه بگير!!!!) باران رحمت (مصطفي) ترانه هاي حامد (حسيني خواه) فرداي روشن( عبدالله اخلاقي) معجون(احسان ناظم بكايي) نفيسه مرشدزاده ميان تيتر(محمد مهدي حاجي پروانه) آقاي روانشناس ژورناليست(سعيد بي نياز) به همين سادگي(موسي راوندي) مهدي جهانگير(موسسه ي نشيد) طراح قالب
powered by BLOGFA.COM |