|
خوب می شه برش دارن؟ (حجابو)
بابام می گه:"این چه مدل روسریه مثلا؟" خاله ام می گه: " مثل عرب ها شدی!" یکی از دوستام می گه:"این مثلا چیه بستی؟!" و من نمی دونم چه طوری بهشون بگم که هزار ماشاالله توی مملکت اسلامی ما،یه روسری درست و حسابی پیدا نمی شه! نیلوفر می گه: " حالا تو یه ذره از پشت موهات معلوم باشه، چه آسیبی به خدا می رسه؟!" و من دیگه حوصله ندارم براش توضیح بدم که من برای آسیب رسیدن یا نرسیدن به خدا نیست که اینو می پوشم! - مامان ! شال نخی بخر! نه از اینا که نصفه ان ها!! - تو این گرما ، چرا روسری نمی پوشی؟! و من دیگه به مامانم نمی گم که اندازه ی روسری ها رو این روزا باید با واحد میلیمتر سنجید! یکی از فامیل می گه: " دیگه خدا رو شکر این روزاست که برش دارن!" و صدای همه بلند می شه که : اصلا درستش هم همینه! با خودم فکر می کنم که راستی! درستش چیه؟ یه زمانی دختر یکی از روحانیون می گفت که سر کردن یه دستمال به جای روسری، توهین به حجابه و حالا که نگاه می کنم می بینم که چه چیزایی که توهین به حجاب نیستن! نمونه ی بارزش همین " مبارزه با مفاسد اجتماعی"! صدام که در میاد، می گن: " تو چته؟ تو که مشکلی باهاشون نداری!"... ولی من دارم! می گن کسی که این بلا ها رو سر خودش میاره،شخصیت نداره که بخواد بهش توهین بشه! ولی نمی بینن که این، توهین به همون راهیه که دارن خودشونو براش هلاک می کنن! اینه که ارزش اون راه پایین میاد و اینه که همونایی که اسمشونو بی شخصیت می ذارن، هیچ وقت بهش اعتماد نمی کنن... پلاکارد دستمون می گیریم و فریاد می زنیم که آخه چرا محجبه های ترکیه و فرانسه و ...، از تحصیل ، از کار دولتی، محرومن؟! ولی یادمون می ره که مگه خودمون نیستیم که به غیر محجبه ها، اجازه ی تحصیل و کار دولتی که چه عرض کنم؛اجازه ی رفت و آمد توی خیابونو هم نمی دیم و می گیم که این قانون مملکته! پس اون چیه؟! خوب اونم قانون مملکته دیگه! چه بلایی داره سرمون میاد؟ کجا داریم میریم؟ به چی داریم تبدیل می شیم؟ سردرگم نیستیم. الگو نمی خوایم. بی اطلاع نیستیم.... شاید اگه بودیم، می شد یه چیزایی رو به مغزامون تزریق کنیم و ماجرا ختم به خیر بشه(!) ! ولی ما،30 سال بعد از انقلاب ایران،نسل خسته و زیادی بزرگ و زیادی کوچیکی هستیم که راهو بلده، اما حوصله ی قدم برداشتن، نداره! والسلام پردیس |
درباره وبلاگ
![]() 1. اسم وبلاگ ، به اين دليل انتخاب شده كه سهل الوصول تر باشه. و مشخص بشه كه گرايش نويسنده، به چه سمتيه؟ 2. موضوعي كه اينجا مطرحه، اصلا فقه نيست! تحليل مذهبي هم نيست! مجموعه ي نظرات نويسنده است ، با نوع خاص عقايد مذهبي! 3.مطالب وبلاگ، ممكنه عناوين و شكل هاي مختلفي داشته باشن. از مقالات و بحث ها گرفته تا شعر و نثر ادبي. 4. اينجا يك مسير دو طرفه است. نويسنده، فقط حرف نمي زنه. بلكه سوالاتي رو كه براش در اون زمان خاص بي پاسخ مونده ان، مطرح مي كنه و مشتاق رسيدن به جوابه كه يه راهش، شما عزيزان هستين. والسلام آرشیو
هفته دوم تیر 1388 هفته دوم دی 1387 هفته اوّل دی 1387 هفته سوم آذر 1387 هفته اوّل آذر 1387 هفته سوم آبان 1387 هفته اوّل آبان 1387 هفته سوم مهر 1387 هفته اوّل مهر 1387 هفته سوم شهریور 1387 هفته چهارم مرداد 1387 هفته سوم مرداد 1387 هفته اوّل مرداد 1387 هفته سوم تیر 1387 هفته اوّل تیر 1387 هفته چهارم خرداد 1387 هفته چهارم اردیبهشت 1387 هفته سوم اردیبهشت 1387 هفته اوّل اردیبهشت 1387 هفته چهارم فروردین 1387 هفته سوم فروردین 1387 هفته دوم فروردین 1387 پیوندها
let's raise again (من و راضيه ي خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي عزيزم!) سايت مسلموناي حامي سامي يوسف در ايران فرزندان سلمان فارسي دكتر شريعتي اهدنا الصراط المستقيم دانشگاه من(دوست خوبم زهره) فقط امام موسي صدر(مهديه ي گل) جناب دكتر مداد!! (وبلاگ نازيه!!) دختر خاله ي خوبم گلنوش باز هم امام موسي صدر(خاطره ي عزيز) تورجان موناي عزيز(آرامش ابدي) يه كم هم تفريح!!(عضو شو بازي كن جايزه بگير!!!!) باران رحمت (مصطفي) ترانه هاي حامد (حسيني خواه) فرداي روشن( عبدالله اخلاقي) معجون(احسان ناظم بكايي) نفيسه مرشدزاده ميان تيتر(محمد مهدي حاجي پروانه) آقاي روانشناس ژورناليست(سعيد بي نياز) به همين سادگي(موسي راوندي) مهدي جهانگير(موسسه ي نشيد) طراح قالب
powered by BLOGFA.COM |
