|
ياد بوي جوراب مي افتم(اعتكاف)
سلام
______________________________
راضيه پرسيد:"امسال مي خوام برم اعتكاف.روت حساب كنم؟"
جواب دادم:"نمي دونم!آخه اعتكاف هميشه منو ياد جوراب مي اندازه!"
بعد گفتم كه ميام! بعدش دوباره گفتم كه نميام تا بنده ي خدا خودش هم آخر سر نرفت!!!!
من به اين چيزا اعتقاد دارم. يعني دوست دارم كه اعتقاد داشته باشم!مثل ورود بهيه دنياي تازه مي مونه!
مثل وقتي كه مثلا يه برگه ي وحشتناك امتحاني رو مي سوزوني و اين به معني نابود شدن اون نمره توي
دفتر معلم نيست!به معني اينه كه :خوب! فراموشش كن! و ديگه تكرار نمي شه!
به اين چيزا اعتقاد دارم به شرطي كه....
به راضيه گفتم:"بريم اونجا،خوب اون 3 روز رو دقيقا چه كار مي كنيم؟!
گفت:" چه مي دونم كتاب مي خونيم! درس مي خونيم!"
راضيه هم مثل من ، به اين چيزا اعتقاد داره! به اين حس و حال تازه شدن و مسلمون بودن!ولي چه مي شه
كرد؟گمونم اونم ته دلش، يه جورايي ياد بوي جوراب بيفته!
گفت:" اينو همين طوري گفتم! مي شينيم قرآن مي خونيم!
گفتم:"كتاب "علي" دكتر!"
گفت:"آره منم همينو مي خواستم بيارم!
تصميم گرفتم كه برم. حداقل به قرآن خوندنش مي ارزيد! ولي بعد...
گفتم:"راضيه مي ترسم بريم اونجا يه عده پيرزن مفاتيح به دست نشسته باشن اونجاو غيبت شوهراشونو
كنن و سبزي پاك كنن!
گفت:" سبزي كه نمي ذارن ببريم!!!"
كاش زندگيمون مثل فيلما بود! كاش كشورمون همون طوري بود كه توي اخبار و برنامه هاي عصر تابستون
نشون مي دن!!
- قراره با راضيه بريم اعتكاف! برم؟!
- آره! فقط همينمون مونده! يه عده آدم كه بوي دهنشون مياد و سرتا پاشون 2زار نمي ارزهو از دين، فقط
گريه زاريشو ياد گرفتن....
sms زدم به راضيه كه نميام!
يكي از دوستامون كامنت گذاشته كه ميره مكه،حلالش كنيم!شنيدم قبلشم انگار اعتكاف بوده...
حسوديم شد! اول پاك بشي، بعد بري جايي كه همه براي پاك شدن ميرن!.....
ميري اونجا كه زندگي كني....
شايد...شايد واسه اون، اين ماجرا زيادم بوي جوراب نده!
والسلام
پرديس
|
درباره وبلاگ
![]() 1. اسم وبلاگ ، به اين دليل انتخاب شده كه سهل الوصول تر باشه. و مشخص بشه كه گرايش نويسنده، به چه سمتيه؟ 2. موضوعي كه اينجا مطرحه، اصلا فقه نيست! تحليل مذهبي هم نيست! مجموعه ي نظرات نويسنده است ، با نوع خاص عقايد مذهبي! 3.مطالب وبلاگ، ممكنه عناوين و شكل هاي مختلفي داشته باشن. از مقالات و بحث ها گرفته تا شعر و نثر ادبي. 4. اينجا يك مسير دو طرفه است. نويسنده، فقط حرف نمي زنه. بلكه سوالاتي رو كه براش در اون زمان خاص بي پاسخ مونده ان، مطرح مي كنه و مشتاق رسيدن به جوابه كه يه راهش، شما عزيزان هستين. والسلام آرشیو
هفته دوم تیر 1388 هفته دوم دی 1387 هفته اوّل دی 1387 هفته سوم آذر 1387 هفته اوّل آذر 1387 هفته سوم آبان 1387 هفته اوّل آبان 1387 هفته سوم مهر 1387 هفته اوّل مهر 1387 هفته سوم شهریور 1387 هفته چهارم مرداد 1387 هفته سوم مرداد 1387 هفته اوّل مرداد 1387 هفته سوم تیر 1387 هفته اوّل تیر 1387 هفته چهارم خرداد 1387 هفته چهارم اردیبهشت 1387 هفته سوم اردیبهشت 1387 هفته اوّل اردیبهشت 1387 هفته چهارم فروردین 1387 هفته سوم فروردین 1387 هفته دوم فروردین 1387 پیوندها
let's raise again (من و راضيه ي خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي عزيزم!) سايت مسلموناي حامي سامي يوسف در ايران فرزندان سلمان فارسي دكتر شريعتي اهدنا الصراط المستقيم دانشگاه من(دوست خوبم زهره) فقط امام موسي صدر(مهديه ي گل) جناب دكتر مداد!! (وبلاگ نازيه!!) دختر خاله ي خوبم گلنوش باز هم امام موسي صدر(خاطره ي عزيز) تورجان موناي عزيز(آرامش ابدي) يه كم هم تفريح!!(عضو شو بازي كن جايزه بگير!!!!) باران رحمت (مصطفي) ترانه هاي حامد (حسيني خواه) فرداي روشن( عبدالله اخلاقي) معجون(احسان ناظم بكايي) نفيسه مرشدزاده ميان تيتر(محمد مهدي حاجي پروانه) آقاي روانشناس ژورناليست(سعيد بي نياز) به همين سادگي(موسي راوندي) مهدي جهانگير(موسسه ي نشيد) طراح قالب
powered by BLOGFA.COM |
