|
عكس يادگاري با سگ خالدار
سلام. ماه قشنگ رمضان مبارك همه باشه. اميدوارم به همه خوش بگذره. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ "پدر! من براي تو،"لاكي" هستم يا فقط يكي از 101 دونه؟!" اين ديالوگ يكي از 101 دونه (!) كاراكتر فيلم "101 سگ خالدار2" بود.چيزي كه يه سگ براي سرگرم كردن مخاطباي كوچولوش مي گه، منو دوباره ياد مياله اي مي اندازه كه چند وقتيه ذهنمو مشغول كرده! همش از يه عكس شروع شد. "لئو دي كاپريو" كنار 50-40 تا پسر و دختر بچه ي سياه پوست، كه يكي رو بغل كرده و دستشو رو سر اون يكي مي كشه، داره به دوربين لبخند مي زنه. از اون عكسايي كه هر شهروند مشترك اون روزنامه يا سايت خاص رو تحت تاثير قرار مي ده كه :wow! اين آدم، عجب انسان دوسته! بعدش كتاب " بادبادك باز" خالد حسيني بود! از اون كتاباي اشك درآر (والبته دوست داشتني!)! از اونايي كه گوشت رو مي كشه و يادآوري مي كنه: ببين!همين آدمي كه هر روز از جلوي مغازه ي كوچولوي كفاشي اش رد مي شي، يا اون كه مدام دارهآجر بالا مي اندازه يا حتي اون يكي كه دور اون ميدون كذايي وايساده تا يه وانتي وايسه و اين بپره بالا به اميد 2 ساعت حمالي و بعدم يه ذره پول،ممكنه-ببين فقط ممكنه_ يه روزي، تو كشورش واسه خودش كسي بوده! اين دو تا رو كه كنار هم مي ذاري،شروع مي كني به آه كشيدن كه: دنيا،(مجاز از مردم دنيا) به دو دسته تقسيم مي شن: اونايي كه وضعشونتوپه و اونايي كه وضعشون توپ پلاستيكي پاره هم نيست!! بقيه هم اين وسط ول معطلن! گروه دوم هر روز تو فقر و فلاكت با بدبختي نفس مي كشن و مي ميرن، گروه اول هم نهايتا انسان دوستيشون اينه كه برن و – درست مثل شكارچي هاي ببركه پاشونو با افتخار مي ذارن رو تن شكار- لبخند بزنن و باهاشون عكس بگيرن! بعد يه هو احساسات جمعيت تا خرخره سير دور و برشون شروع كنه به غليان و چند تا از اون دلاراي مامانيشونو send كنن تا تبديل بشه به چند بطري آب مدني و يه كم كورن فلاكس!! و حالا دو تا راكت بدمينتون!! *** " پدر! من براي تو، "لاكي" هستم يا فقط يكي از 101 دونه؟!" پدر لاكي خواب بود و همون جوري جويده جويده گفت:" 98-99-100-101..." ولاكي فقط 101 رو شنيد! اما من بهش جواب ديگه اي مي دم: "تا زماني كه ثابت نكني "لاكي" هستي، خيلي ها حتي تو خواب هم تو رو مي شمارن! 98-99-100-101..."
پ.ن: مقدار زيادي از اين مطلب رو حذف كردم به خاطر يه سري تجربيات كه تو اين وبلاگ كسب شد.
والسلام پرديس |
درباره وبلاگ
![]() 1. اسم وبلاگ ، به اين دليل انتخاب شده كه سهل الوصول تر باشه. و مشخص بشه كه گرايش نويسنده، به چه سمتيه؟ 2. موضوعي كه اينجا مطرحه، اصلا فقه نيست! تحليل مذهبي هم نيست! مجموعه ي نظرات نويسنده است ، با نوع خاص عقايد مذهبي! 3.مطالب وبلاگ، ممكنه عناوين و شكل هاي مختلفي داشته باشن. از مقالات و بحث ها گرفته تا شعر و نثر ادبي. 4. اينجا يك مسير دو طرفه است. نويسنده، فقط حرف نمي زنه. بلكه سوالاتي رو كه براش در اون زمان خاص بي پاسخ مونده ان، مطرح مي كنه و مشتاق رسيدن به جوابه كه يه راهش، شما عزيزان هستين. والسلام آرشیو
هفته دوم تیر 1388 هفته دوم دی 1387 هفته اوّل دی 1387 هفته سوم آذر 1387 هفته اوّل آذر 1387 هفته سوم آبان 1387 هفته اوّل آبان 1387 هفته سوم مهر 1387 هفته اوّل مهر 1387 هفته سوم شهریور 1387 هفته چهارم مرداد 1387 هفته سوم مرداد 1387 هفته اوّل مرداد 1387 هفته سوم تیر 1387 هفته اوّل تیر 1387 هفته چهارم خرداد 1387 هفته چهارم اردیبهشت 1387 هفته سوم اردیبهشت 1387 هفته اوّل اردیبهشت 1387 هفته چهارم فروردین 1387 هفته سوم فروردین 1387 هفته دوم فروردین 1387 پیوندها
let's raise again (من و راضيه ي خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي عزيزم!) سايت مسلموناي حامي سامي يوسف در ايران فرزندان سلمان فارسي دكتر شريعتي اهدنا الصراط المستقيم دانشگاه من(دوست خوبم زهره) فقط امام موسي صدر(مهديه ي گل) جناب دكتر مداد!! (وبلاگ نازيه!!) دختر خاله ي خوبم گلنوش باز هم امام موسي صدر(خاطره ي عزيز) تورجان موناي عزيز(آرامش ابدي) يه كم هم تفريح!!(عضو شو بازي كن جايزه بگير!!!!) باران رحمت (مصطفي) ترانه هاي حامد (حسيني خواه) فرداي روشن( عبدالله اخلاقي) معجون(احسان ناظم بكايي) نفيسه مرشدزاده ميان تيتر(محمد مهدي حاجي پروانه) آقاي روانشناس ژورناليست(سعيد بي نياز) به همين سادگي(موسي راوندي) مهدي جهانگير(موسسه ي نشيد) طراح قالب
powered by BLOGFA.COM |